تبلیغات
•.¸ღ♥ خلوتـگاه عاشقانه ♥ღ¸.• - كلام آخر ..

•.¸ღ♥ خلوتـگاه عاشقانه ♥ღ¸.•

ܓܨ گمـاטּ مبــر ڪـﮧ فریـاد مـن بـه جـایـے نخـواهـد رسیـد ، همیـن ڪـﮧ خــدا بشنـود کافے سـت ܓܨ

 

خیال میكردم اگر احساس باشد،وجدان باشد،دنیا زیبا میشود.

به خیالم تمام قانونهای هستی و تمام راههای ادامه زندگی وابسته به درون آدمی ست نه ظاهر و این جسم فانی.

خیال كردم میتوانم به مدد روحِ مالامال از احساس و وجدان و معرفت در این دنیا زندگی كنم.

اما فهمیدم دنیا روح و احساس و ذاتِ درست نمیخواهد..
دنیا رباتهایی میخواهد كه فقط كار كنند.
حیوانهایی میخواهد كه صرفا از روی غریزه و با ذاتی پیش رو هوس ، بتوانند نسل را ادامه دهند.
فرزندانی میخواهند كه جای رباتهای از كار افتاده را پر كنند.
و در آخر وقتی توانایی رباتها به فنا رفت همچون حیوانِ نیمه جانی در این جنگل رها می كنند تا یا جان بدهد یا جانش را بگیرند.

این را منی نوشته ام كه ٢٢سال از عمرم را غرق در احساس بودم و آرزویم رسیدن به بهترین درجه از روح و كمال بود.
یكی از لذتهای زندگی ام نوشتن و نقاشی بود.
شكل قلب را بارها كنار كاغذهای چرك نویسم تمرین كردم تا روزی بتوانم آن را به بهترین حالت ممكن برای یك نفر ترسیم كنم .

اما در میان یك مشت ربات كه
برای دیدن، چشم سر
و برای زندگی ، ثروت
و برای بقای خود هوس را انتخاب میكنند، دیگر این حرفهای من میشود فُكاهی برای آنها.

و حالا شناختم قانون بشریت را یا واضحتر بگویم بعد از ٢٢سال یاد گرفتم قانون های جنگل را.

میروم تا زندگی كنم برای ثروت ،
ثروت جمع كنم برای تظاهر به خوشبختی،
در این بین وجدان را راحت میگذارم تا به خواب ابدی رود
و عشق را كلمه ی احمقانه ی این دنیا میخوانم.

این دنیای سراسر مجازی هم پر شده از لافهای عاشقی.
این دنیای كاذب را هم میگذارم برای آنانی كه به امید درك انسانیت و عشق مجازی در این جا پرسه میزنند و آنانی كه در اینجا هم به دنبال تحقق همان قانون های جنگلند.


شاید تا فردا
شاید تا همیشه
در میان رباتهای بی روح شما را به روح حق می سپارم .

این صفحه را از بین نمیبرم تا بدانند روزگاری آدمی بود در این بیقوله ..

/بهنـاز/

فروردین٩١

 

 


نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 05:21 ب.ظ توسط بهنـاز (◡‿◡✿) نظرات |